حزب الفرقان اهل سنت ایران

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 مرداد ماه سال 1386
سیزدهمین نشانه بزرگ ظهور مهدی

سیزدهمین نشانه بزرگ ظهور مهدی:

این نشانه مربوط به سرتاسر جهان است که پیش از ظهور،وبا ،زلزله و طوفان مردم را فرا می گیرد و بر اثر آن دچار ترس می شوند .

مردم قبل از ظهور دچار ترس از بیماری طاعون، وبا، زلزله و طوفان می گردند.

در حدیثی از امیرالمؤمنین به نشانه ی ظهور اشاره شده و در آن آمده است : " آری! کشتن وحشت انگیز، مرگ سریع و طاعون شنیع و زشت"  و از امام باقر روایت شده که فرموده است : " قائم قیام نمی کند مگر هنگامی که ترس شدید و بیماری طاعون ( وبا) پیش از آن به وقوع پیوندند.

طوفان هایی که کشورهای آسیا را در اواخر سال 2004 میلادی درهم نوردید و به "سونامی " نامیده شد و باعث مرگ صدها هزار نفر گردید، سپس طوفان هایی که ایالات متحده آمریکا را در سال 2005 میلادی در برگرفت و شهر"نیو اورلیانز" را ویران کرد، زلزله های سراسری و همه گیری که هم زمان با جزر و مد قوی توقع آن می رود، علاوه بر وبا و بیماری " سارس" و بیماری انفلوآنزای مرغی که در حال حاضر بشریت را تهدید می کند، همه ی اینها دلیل براین است که ما در عصر ظهور قرار داریم.

 --------------------------------------------------------------------------------------

قابل توجه!

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در رابطه با علایم قیامت پیشگوئیها یی فرموده اند که وقوع زلازل، فراگیری جور و فساد، قتل و کشتار و خروج حضرت مهدی از جمله ی آن پیشگوئیها ست، ولی باید توجه داشت که مهدی مذکور در روایات اهل سنت با مهدی موهومی که روافض او را در چاه سامرا و جمکران مخفی می پندارند فرق زیادی دارد( و ما در آینده در این رابطه بحثی خواهیم داشت)، شیخ های روافض با حذف بعضی جمله ها و اضا فه کردن جمله های دیگر و تغییر الفاظ و نسبت دادن آنها به ائمه در واقع خواسته اند به انحرا فات خویش رنگ مذهبی دهند و خرافه گری را در جامعه رونق دهند بدین خاطر به جعل روایا ت به خصوص در رابطه با حضرت مهدی  پرداخته و احساسات توده های عوام شیعه را به بازی گرفته اند و از این موضوع دست بردار هم نیستند؛ چرا که از این طریق ثروت کلانی بدست آورده اند پس به هیچ عنوان حاضر نیستند آن را از دست دهند.


یکشنبه 14 مرداد ماه سال 1386
حکام جور و فساد ولایت فقیه ایران از ما چه می خواهند؟

حکام جور و فساد ولایت فقیه ایران از ما چه می خواهند؟

سردمداران رژیم رافضی ولایت فقیه ایران درطول بیست و هشت سال بدترین و زننده ترین رفتارها را با اهل سنت ایران داشته و به نام اسلام و دین و وحدت هر جنایت و هرخیانت و هر ظلم و غارتی را مرتکب شده اند، روحانیون و روشنفکران ما ر ازیر تیغ سانسور قرار داده و با تهدید و ارعاب و ادار به خود سانسوری و سکوت کرده و یا با ترفندهای منحصر به فرد خویش سر به نیست نموده اند.

بنا بر فرموده قرآن : (..یحسبون کل صیحة علیهم) هر گلایه، انتقاد، فریاد و هر حرکت حق طلبا نه ی ما را بر ضد خود پنداشته و با وحشیانه ترین وجهی آن را خفه و اقدام به سرکوب عریان و خفقان لجام گسیخته نموده اند، همه ی رسانه های گروهی، منابع اقتصادی و پست های کلیدی کشور را در انحصار خودشان قرار داده و حقوق شهروندی ما را نادیده گرفته اند و ما را از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم ساخته اند و از دادن کوچکترین امتیازی به ما ابا دارند و با وجود آن دم از وحدت، انسجام ملی و عدالت اجتماعی می زنند!!؟

عمّال خون آشام رژیم با ما رفتار قلدرمآبانه وقیّم مآبانه ای دارند و هیچ حق و حقوقی برای ما عملا قایل نبوده و نیستند، در طول دوران انقلاب هیچگاه به خواسته های برحق ما به صورت اساسی و به عنوان یک حق اهمیتی داده نشده و صدای محرومیت ما شنیده نشده است مگر آنکه منافع مذهبی رژیم ایجاب کرده باشد که به برخی از خواسته های ناچیز اهل سنت توجه شود که در آن صورت هم در برابر یک مثقال برآورد خواسته ها، یک تن همکاری خواسته اند!!؟

هرگاه ما تقاضای مسجدی برای اقامه نماز در تهران و یا در سایر مراکز می نماییم، برای ما میگویند: مسجد که شیعه وسنی ندارد و نباید برای آن خط کشی به وجود آورد و حتی در مناطق سنی نشین هم با ترفندهای مختلف از ساخت مسجد و مدرسه ی دینی جلوگیری به عمل می آورند و این در حالی است که اقلیتهای مذهبی مانند ارامنه نیز در انجام مراسم مذهبی خود نسبت به اهل سنت از آزادی بیشتری برخور دارند ولی ما در انجام مراسم مذهبی خودمان با محدودیتهای زیادی مواجه هستیم و اما خودشان آزادی عمل دارند و حتی برای دو خانوار شیعه که سال های سال در میان سنی ها زندگی کرده اند و هیچ مشکلی هم با سنی ها نداشته و ندارند، مسجد و حسینیه ساخته اند و خط کشی به وجود  آورده اند!!؟

این ستمگران از ما چه می خواهند؟

رژیم ستم پیشه ی ولایت فقیه می خواهد مردم ما را چنان در تنگنا قرار دهد که دیگر توانایی برای آنان باقی نماند تا در برابر این همه ظلم و جنایت از خود مقاومت و واکنشی نشان دهند، حکومتگران جنایت پیشه صفوی به همین منظور در مناطق سنی نشین لجام گسیخته و سلیقه ای عمل میکنند و به هیچ قانونی پای بند نیستند، آنان هر طور که دلشان می خواهد با ما رفتار می کنند، جوانان ما را به چوبه ی دار می بندند، مقدسات مذهبی وعقیدتی ما را به بازی می گیرند، ریشه های اعتقادات و اصول مذهبی و فکری ما را هدف قرار می دهند، به خواسته های ما اصولا اهمیتی نمی دهند، با ما رفتار دو گانه ای دارند و با وجود آن همه جنایتی که در حق ما مرتکب شده اند از ما انتظار هم صدائی با سردمداران رژیم و تمجید و توصیف از عملکرد عمّال خون آشام نظام را دارند!!؟

از ما می خواهند که چشمانمان را به بندیم تا تبعیضها و اجحاف ها را نبینیم، گوشهایمان را به بندیم تا ضجّه ی یتیمان و آه و ناله ی مادران داغدیده و توهینها را نشنویم و همه ی این بی عدالتیها را نشنیده و ندیده انگاریم و در برابر اعمال سرا پا توهین آمیز حکام فسق و فساد سبایی منش صفوی، مهر سکوت برلب زنیم و لب بر نیاوریم و حتی گلایه و انتقادی هم نکنیم؛ چون هر کاری غیر از خواسته خودشان را خلاف اسلام ناب ولایتی و مصلحت میدانند و لذا با وجود این زورگویی باید از شگنجه گران و توهین کنندگان به مقدسات مذهبی خودمان اظهار امتنان و سپاس نمائیم!!؟


چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386
معتقدات روافض

معتقدات روافض

دشمنی با اسلام و مسلمانان از همان اوان بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شروع و با گسترش اسلام بر دامنه ی آن افزوده شد، این کینه توزی و خصومت نسبت به اسلام و مسلمین همچنان ادامه دارد و ادامه نیز خواهد داشت؛ چرا که تا اسلام باقی است این کینه توزیها ادامه خواهد داشت هر چند دشمنان اسلام با در نظر داشت موقعیت خویش چهره های متفاوتی به خود گرفته اند و به دسیسه ها و دشمنی ها ی خویش رنگ دیگری داده اند.

یک عده از دشمنان اسلام با شمشیر و با انواع سلاح های سرد و گرم به مقابله با اسلام برخاستند و در میادین نبرد با مسلمانان به جنگ و زور آزما یی پرداختند که با شکست خوردن از مبارزین جان برکف اسلام، از صحنه ی نبرد کنار رفتند و یا کنار زده شدند و سرانجام دست از مبارزه و ستیز برداشتند، ولی عده ای دیگر از دشمنان قسم خورده ی اسلام مانند روافض که خطرناکتر از گروه نخست میباشند، در میان مسلمانان نفوذ کردند و با تظاهر به اسلام خودشان را همچون زالو بر پیکر اسلام چسپاندند و مانند یک غده ی سرطانی عمل کرده و میکنند.

روافض با هدف قرار دادن اساس اسلام، همه ی تلاششان را برای از میان بردن مکتب پیامبر به کار بسته و سعی کرده اند تا اسلام را تخریب کنند، باوارونه جلوه دادن حقایق و تفسیر و تأویل مغرضانه و جهت دار از قرآن و با استفاده از احادیث ساخته شده ی خویش، درصدد بر آمده اند تا به هر طریق ممکن چهره ی واقعی اسلام را مسخ و مردم را نسبت به پرچم داران اسلام بدبین نمایند، بدین خاطر تا توانسته اند از زبان پیامبر و ائمه دروغ بافته و به نام دین و اهل بیت به خورد مردم داده اند.

ما در این نوشتار جهت روشن شدن حقایق، به برخی از معتقدات این گروهک ضالّه که برگرفته شده از کتب و متون معتبر خود ایشان است اشاره می کنیم تا مسلمانان این قشر به ظاهر وحدت خواه را بهتر و بیشتر بشناسند.

امامت: بنا به اعتقاد شیعیان امامیه، امامت رکنی از دین و اصلی از اصول دین ایشان است، آنان معتقد به امامت و جانشینی بلافصل حضرت علی بن ابی طالب -رضی الله عنه - میباشند، روافض از این هم پا را فراتر گذاشته و معتقدند که پیامبرصلی الله علیه وسلم حضرت علی را وصیّ و جانشین خود مقرر کرده و امامت وی از جانب خداوند تعیین گردیده است و همه ی انبیا نیز به ولایت علی اقرار نموده اند و از آنان عهد و پیمان به ولایت علی و اولاد او گرفته شده است و پیامبران هم مردم را به ولایت علی و اولاد وی دعوت کرده اند!!؟

چنانچه ملا باقر مجلسی در بحارالانوار جلد 11 ص 60 حدیثی را از قول رسول خدا صلی الله علیه وسلم نقل کرده که ایشان فرموده اند:" یاعلی، ما بعث الله نبیا إلاوقد دعاه إلی ولایتک طائعا أوکارها" !!؟ (ای علی! خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده است مگراینکه اورا به ولایت تو فرا خوانده و از او پیمان گرفته است چه راضی به آن بوده یا نبوده به هر حال از او پیمان گرفته شده است) !!؟

از ابوجعفر( امام باقر) نقل کرده اند که گفته است :" ان الله تبارک وتعالی أخذ میثاق النبیین بولایـة علی" ( خداوندتبارک وتعالی ازپیامبران عهدوپیمان به ولایت علی گرفته است) 1

 و همچنین از ابوعبدالله (امام صادق) روایت کرده اند که فرموده است:" ولایتنا ولایة الله لم یبعث نبیّ قطّ إلابها" (ولایت ما، ولایت خداوند است، هرگز هیچ پیامبری مبعوث نگردیده مگر اینکه به ولایت ما اقرارکرده و نسبت به آن عهد و پیمان داده است) !!؟-2

اینگونه روایات کفر انگیز و خود ساخته و متناقض که بدست استفاده جویان مذهب تراش روافض ساخته و پرداخته شده است و با قرآن کریم نیز تناقض دارد، در کتب معتبر شیعه به وفور دیده می شود و خوانندگان عزیز برای تحقیق و تفحص بیشتر در این زمینه، می توانند به کتابهای زیرمراجعه نمایند و آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار دهند : اصول کافی کلینی، بصائرالدرجات صفار،مستدرک الوسایل نوری طبرسی، تفسیرصافی کاشانی، بحارالانوارمجلسی، خصال صدوق، وسایل الشیعه حرّعاملی، معالم الزلفی وغیره.

مایه ی تأسّف است که چرا کسانی که در سراب جهل روافض گرفتار آمده اند به ویژه نسل جوان در مورد اینگونه ادّعا های پوچ وبی اساس، اندکی نمی اندیشند و تدبر و تأمّل نمی کنند؟! آیا تا به حال فکر کرده اند که چگونه ممکن است خداوند از پیامبران علیهم السلام عهد و پیمان به ولایت علی و اولاد او گرفته باشد و آنان هم به موجب آن، مردم را به ولایت علی و سایر ائمه دعوت کرده باشند و با وجود آن هیچ اسمی از دعوت مردم به ولایت علی در قرآن کریم برده نشده باشد!!؟

که یقینا هم چنین چیزی در قرآن وجود ندارد و پیامبران هم اگر چنین وظیفه ای میداشتند، به طور حتم به وظیفه ی دینی خود عمل می کردند؛ چون ممکن نیست که پیامبری نسبت به وظیفه ی خود کوتاهی کرده باشد، پس به این نتیجه می رسیم که این ادعای روافض همچون سایر ادعاهای آنان از اساس دروغ است.

آنچه مسلم است این است که تنها براساس یک ادّعا نمی توان مذهب و یا عقیده ای را بنا کرد، اعتقاد و باور دینی بازیچه ی دست این و آن نیست که هر طور دلشان به خواهد با یقین و باور مردم بازی کنند و دکانی برای خود به سازند و خرافه ای را به عنوان ضروریات دین به خورد مردم دهند؛ چرا که بخش اعتقادات خارج از دایره ی تقلید است و اعتقاد براساس یک دلیل قوی شکل می گیرد و نه برمبنای یک تعصب جاهلانه و کور، بنا براین هر آنچه مخالف بانص صریح قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد، به هیچ عنوان قابل قبول نیست، لذا این ادعای رافضی ها که میگویند : خداوند از انبیا به ولایت علی و اولاد او  اقرار گرفته و آنان هم مردم را به ولایتش دعوت کرده اند، ادّعایی بیش نیست و هیچ مدرک و دلیل قرآنی و یا حدیث صحیح و مستندی در این باره وجود ندارد، آیات قرآن در مورد دعوت انبیا، تنها به دو موضوع اساسی و مهم - توحید و پرهیز از شرک - پرداخته و تصریح دارد بر اینکه همه ی پیامبران مردم را به توحید فرا خوانده و از شرک برحذر داشته اند چنانچه خداوند در سوره انبیا آیه: 25 فرموده است :(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ) ماپیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه به او وحی کردیم که : معبودی جزمن نیست، پس فقط مرا پرستش کنید. و در سوره نحل آیه: 36 فرموده است : ( وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ) ما به میان هر ملتی پیامبری را فرستاده ایم - و محتوای دعوت همه ی پیغمبران این بوده است - که خدا را به پرستید و از طاغوت دوری کنید...و آیات :59 ، 65 ،85 سوره اعراف، آیه:61 سوره هود، آیه: 13 سوره لقمان، آیه : 48 سوره نسا و غیره نیز به همین دو موضوع فوق تصریح دارند.

اعتقاد روافض درباره ی اهل سنت و سایر کسانی که قایل به امامت و جانشینی بلافصل حضرت علی و اولاد او نیستند.

همه ی اهل سنت بدون استثنا دوستدار واقعی حضرت علی بوده و هستند و ایشان را همانند خلفای ثلاثه تکریم میکنند و به هیچ عنوان نسبت به آن حضرت توهین روا نمی دارند و از مقام شامخ ایشان نمی کاهند و همچنین اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وسلم را دوست میدارند و نسبت به ایشان احترام فوق العاده و خاصی قایل اند.

اما در مورد امامت و جانشینی بلافصل حضرت علی رضی الله عنه، اهل سنت از نظرسیستم حکومتی و طرز تشکیل آن، معتقد به شورا می باشند و قایل به انتصاب و امامت و جانشینی بلافصل حضرت علی نمی باشند و امامت را اصلی از اصول دین نمی دانند ومعتقدند که انتخاب ابوبکرصدیق رضی الله عنه به عنوان خلیفه ی پیامبرصلی الله علیه وسلم که توسط نخبگان و عموم صحابه از جمله حضرت علی انجام گرفته است، کاملا بجا و به حق بوده و هیچ نوع تخلفی از قرآن یا از سنت و فرمان رسول خدا صلی الله علیه و سلم صورت نگرفته است ( که این خود بحث جداگانه ای را می طلبد.

ولی از آنجایی که روافض امامت را اصلی از اصول دین خود ساخته ی خویش میدانند و معتقدند که امامت تنها حق علی و اولاد او است، بنا بر این از نظر آنان، اهل سنت چون معتقد به امامت و جانشینی حضرت علی و اولاد وی نمی باشند، مسلمان نیستند و ریختن خون و گرفتن مال ایشان به هر نحو ممکن حلال است!!؟

چنانچه خمینی در کتاب "توضیح المسایل" ( چاپ قدیم) در فصل اشیای گمشده و اموال به دست آمده، کافر و سنی را (باعبارت کافر و سنی ذمّی..) در یک ردیف قرار داده و سنی را در حکومت ولایت فقیه از زمره ی ذمّی ها دانسته است !!؟ که البته در چاپ جدید لفظ سنی برداشته شده است، علاوه بر آن، خمینی در کتاب تحریر الوسیله ص 318 گرفتن مال ناصبی یعنی سنی را به هر طریق ممکن -چه ازطریق غصب یا مصادره و غیره - جایز و روا و سنی ها را از جمله ی اهل حرب دانسته است!!؟ و نظام مستبد ولایت فقیه ایران بر مبنای همین اعتقاد با اهل سنت ایران رفتار می کند و عملا هیچ حق و حقوقی برای آنان قایل نیست و با انواع ترفندها درپی نابودی و محو هویت آنان است.

تعداد کثیری از مصادر معتبر و معتمد روافض اتفاق دارند بر اینکه کسی که قایل به امامت بلافصل حضرت علی و اولاد او نباشد مؤمن و مسلمان نیست که به برخی از این مصادر در زیر اشاره می شود.

محمد بن علی بن بابویه قمی که از نظر روافض ملقب به "صدوق" است در رساله ی اعتقادات ص 103-طبع مرکز نشر کتاب ایران 1370، میگوید : " و اعتقادنا فیمن جحد امامة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و الأئمة من بعده علیهم السلام انه کمن جحد نبوة جمیع الانبیاء.." اعتقاد مادرباره ی کسی که امامت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و امامان بعد از وی را منکر شود، این است که او مانند کسی است که نبوت همه ی پیامبران را منکرشود.

محمد محسن معروف به فیض کاشانی در" منهاج النجاة" ص 48 طبع دارالاسلامیه بیروت 1987، می گوید: "و من جحد امامة احدهم - ای الائمة الاثنی عشر- فهو بمنزلة من جحد نبوة جمیع الانبیاء علیهم السلام"  کسی که منکر امامت یکی ازامامان دوازد گانه باشد او همانند کسی است که پیامبری همه ی پیامبران علیهم السلام را انکار کند.

نعمت الله الجزایری در کتاب " انوارنعمانیه" ج 3ص264مطبوعه تهران طبع جدید، گفته است :" منکرخلافت بلافصل علی، کافراست.

و از نظر باقر مجلسی، هر کس که امامت حضرت علی و اولاد او را قبول نداشته باشد مشرک و کافرشمرده می شود و در آتش جهنم برای همیشه می ماند!!؟ در بحار الانوار ج 23ص390 اظهار داشته است :" اعلم ان اطلاق لفظ الشرک و الکفر علی من لم یعتقد امامة امیر المؤمنین و الائمة من ولده علیهم السلام و فضل علیهم غیرهم یدل انهم مخلدون فی النار" بدانکه اطلاق لفظ شرک و کفر بر کسانی که معتقد به امامت امیر المؤمنین و امامت اولاد او نباشند و دیگران را بر آنان برتر بدانند، دلالت دارد بر اینکه چنین کسانی مخلّد فی النار هستند!!؟

عبدالله مامقانی که از نظر رافضی ها ملقب به علامه ثانی است در" تنقیح المقال" ج 1 ص208 باب الفوائد، مطبوعه نجف 1952 م، غیر از اثنا عشریه یعنی شیعیان دوازده امامی، سایر مردم را مشرک و کافر خوانده است!!؟

" و غایة مایستفاد من الاخبار جریان حکم الکافر و المشرک فی الآخرة علی کل من لم یکن اثنی عشری"

نهایت آنچه از اخبار استفاده می شود این است که حکم کافر و مشرک در آخرت در مورد همه ی آن کسانی به اجرا در می آید که اثنا عشریه نمی باشند!!؟

باقرمجلسی و مامقانی و امثال ایشان، معلوم نیست که بر چه اساسی دم از اخبار می زنند و بر اساس کدام دلیل و مدرک قرآنی و حدیث صحیح رسول خدا صلی الله علیه وسلم به این نتیجه رسیده اند که تنها رافضی ها -که تظاهر به اسلام می کنند- "شعب الله المختار" هستند و سایر مردم و همه ی فرقه های اسلامی، کافر و مشرک اند!!؟

شگفت آور است، رافضی هایی که شرک از همه ی وجود آنان می بارد خودشان را موحد و مسلمان قلمداد می کنند و مسلمانان واقعی و موحد را کافر و مشرک می پندارند؟! و شگفت آورتر آنکه با وجودی که روافض عملا و اعتقادا اهل سنت را مسلمان نمیدانند باز هم عده ای از سنی های نا آگاه، فریب شعار تو خالی وحدت خواهی آنان را خورده و در پی وحدت و اتحاد با ایشان هستند !!؟

با بررسی کتب و مصادر معتبر و موثق روافض، هر انسان آگاه و واقع بینی به این نتیجه می رسد که اظهار وحدت و برادری و اتحاد زبانی نام نهاد که رافضی های ددمنش صفوی ایران هر از گاهی بنابر مصلحت خویش آن رابر سر زبان می رانند، بر اساس تقیه و مصلحت اندیشی است و گر نه، از نظر آنان برادری و اتحاد با اهل سنت، نه تنها معنی ندارد بلکه دشمنی با سنی ها و برائت و بیزاری از آنان واجب و لازم است  (1

ابوالقاسم خویی در کتاب" مصباح الفقاهة فی المعاملات" ج2 ص 12طبع دارالهادی - بیروت- (2) ضمن آنکه منکرین ولایت را کافر اعلام می کند، با صراحت می گوید : " انه لا اخوة و لاعصمة بیننا و بین المخالفین" میان ما و مخالفین نه برادری وجود دارد و نه هم حفظ حرمتی!!؟

 یعنی ریختن خون سنی و گرفتن و غصب کردن مال وی از نظر روافض روا و درست است و فرد سنی در حکومت روافض هیچ حق و حقوقی و هیچ نوع عصمت و امنیت جانی و مالی ندارد!!؟ رژیم رافضی ولایت فقیه ایران با اهل سنت همین رفتار را دارد و ما روزانه در ایران عملا شاهد آن هستیم، پس لازم است که سنی های فریب خورده از سیاست تقیه ی رافضی ها و گرفتار شده در تارهای عنکبوتی ولایت سالاران که هنوز باخوشباوری و ساده لوحی به شعارهای تو خالی رژیم مستبد ولایت فقیه ایران دل خوش کرده اند، به خود آیند و اندکی بیندیشند و ساده لوحی و دنیا پرستی را کنار بگذارند و با تعمق به عملکرد چندین ساله ی رژیم نسبت به اهل سنت ایران متوجه ترفندها و دسیسه بازیهای سران رافضی ایران باشند و قبل از شکل گیری کلی امپراطوری رافضی، چاره ای برای حفظ هویت و عقیده ی خویش بیندیشند که در غیر آن همه ی هستی خودشان را ازدست خواهند داد و ناگزیر به سلطه پذیری رافضی ها خواهند بود.

______________________________________________

1- نگا: جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام ج22 ص62-63 از: محمد حسن نجفی 

2-   به نقل ازکتاب "حتی لاننخدع" ص36 طبع: 18، از: عبد الله الموصلی

 


   1      2      3      4      5      6    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 10019