| |
| پنجشنبه 22 فروردین ماه سال 1387 |
| رسوا شدگان تاریخ |
یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُون
می خواهند نور خدا را با گمانهای باطل و سخنان ناروای دهان خود خاموش گردانند ولی خدا نورخود را کامل می گرداند هر چند که کافران دوست نداشته باشند.
حکومتگران رژیم ولایت فقیه با عملکرد زننده ی خود ثابت کرده اند که مظهر جور و فساد و رفض و شرک و استبداد و اختناق اند و مظهر خود خواهی و خود بزرگبینی و خرافه و بی باوری و بی دیانتی اند، سردمداران این نظام فاشیستی به ییروی از هوا و هوسهای سرکش و بی پایان خود در پی آنند تا سایر انسان ها را به گمراهی کشانند و عقاید پوچ و انحرافی خودشان را بر دیگران تحمیل نمایند، این از خدابی خبران با قرائت ویژه ای که از دین دارند خود را نماینده ی تام الاختیارخدا و همه کاره و قیم ملت می دانند و به جای آنان فکر می کنند و برای مردم می اندیشند و اندیشه های پوچ خودشان را به اجرا در می آورند و از تفرقه افکنی و جنایات و اعمال سرا پا ننگین خود، به نام اصلاح امت و اسلام ناب یاد می کنند و آن را افتخاری برای خویش می پندارند.
خودکامگان ایران آن چنان گرفتار غرور و خود خواهی و خود بزرگبینی گردیده اند که خودکامگی ها و استبداد را آزادی و بدیها را خوبی و بی بند و باریها و فساد اخلاقی را پاکدامنی در انظار مردم جلوه می دهند و با کمال پررویی همه ی این فسادها و نابسامانیها و بی عدالتی های موجود و رو به گسترش در جامعه ی ایران را، زمینه ساز ظهور مهدی قلمداد می کنند؟! این منحرفان از دین و اسلام خواهان دروغین، در عین دوری از دین و خدا، خود را به خدا از همه نزدیکتر می پندارند و با ادعا خودشان را وابسته به اسلام اهل بیت می دانند، این ولایت سالاران براساس خواسته ها و تمایلات و اغراض شخصی خود داوری می کنند که حق چیست و باطل چه؟! و از پیدا شدن نسلی که به خود اجازه ی اظهار نظردر برابر تفکرات شومشان را بدهد، هراس دارند و از دانشجویان و روحانیونی که به تحقیق و تفحص درباره ی اسلام راستین برآیند و سیرت پرچم داران اسلام یعنی صحابه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به ویژه خلفای راشدین -رضی الله عنهم- را مورد مطالعه ی دقیق قراردهند، می ترسند.
حجتی های بی باور و رافضی های سبایی منش همه ی تلاش خویش را به کار می گیرند تا مردم به خصوص جوانان و قشر تحصیل کرده را از حقایق دور نگه دارند و از آنجا که بقا و دوام خویش را در خرافات و نفاق و اختلاف می بینند، تا می توانند به اختلافات فرقه ای دامن می زنند و آتش کینه و نفاق را در راستای منافع خویش شعله ور می سازند؛ چرا که به این نتیجه رسیده اند که تنها از این طریق می توانند به حیات ننگین خود ادامه دهند، از این رو شیخهای رافضی با ترفندهای منحصر به فرد خویش و با راه اندازی گروه های ویژه به بهانه ی دید و بازدید و زیارت، تلاش می کنند تا زمینه را برای اشاعه ی اعتقادات انحرافی و دیدگاه های ارتجاعی خود فراهم سازند اما از آنجایی که عقاید من در آوردی رافضی ها ریشه و اساس اسلامی ندارد و بر خواسته از ذهن بیمار و عقده مند و اسلام ستیز ابن سبا است، با تمام مخفی کاریها و دغلکاریهایی که به خرج می دهند گاهی این مخفی کاریها و حرکات تفرقه افکنانه نتیجه ی عکس می دهد و برای رافضی های پیرو دو ابن ( ابن ابی منافق و ابن سبا یهودی) رسوایی ببار می آورد و خسر الدنیا و الآخرة بودن ایشان و بی محتوایی و بی دینی و خرافاتی گری آنان را بر ملا می گرداند و ایشان را رسواتر از قبل و شرمنده ی اعمال و سر افکنده ی اعتقادات بی اساسشان می سازد که از آن جمله رسوایی اخیر سفر زیارتی دویست تن از طلبه های نخبه ی حوزه علمیه قم به عربستان سعودی است که بنا به اعتراف حجتی های کینه توز، سی تن از این دویست نفر از عقاید انحرافی و خزعبلات روافض، روی برگردانیده و به اسلام راستین گرائیده اند، این روی کرد قشر تحصیل کرده به اسلام حقیقی، سبایی مسلکان را دچار مخمصه و سر در گمی نموده و ناقوس مرگ آنان را به صدا در آورده است و سردمداران گروهک ضاله ی حجتیه را چنان گیج و مات ساخته است که با شرمساری و سرافکندگی از بی کفایتی و بی باوری خود یاد کرده و آن را یک ضایعه دانسته اند و بر این دستاورد و حاصل چندین ساله ی خود با تحسّر اشک ریخته و به ماتم نشسته اند، البته باید هم به ماتم بنشینند؛ چرا که از یک طرف همانند غریق به هر خس و خاشاکی دست می اندازند و مزدورانی همچون تیجانی و امثال او را علم می کنند تا به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی جهان اسلام توهین روا دارند و از طرفی دیگر با نهایت ناباوری، تربیت شدگان و دست پروردگان خودشان را می بینند که از عقاید انحرافی و ساخته ی ابن سبا روی برتافته و به اسلام واقعی یعنی مکتب پیامبر و صحابه روی آورده اند و همه ی آرزوها و کاخهای آمال ولایت سالاران را ویران ساخته و امید آنان را به یأس مبدل نموده اند و به همین جهت است که شیخ های فتنه جوی رافضی از جمله قزوینی انگشت غیظ به دندان گرفته اند و از این روی کرد تازه، با نا امیدی و یأس به تلفات یاد کرده و به چاره جویی برخاسته اند.
این اعتراف به رسوایی( که در ذیل به آن اشاره می شود و در بخش صدا و تصویر (بزودی) آن را می توانید از زبان خودشان بشنوید) نموداری زنده از بی باوری و بی محتوایی و بی دیانتی شیخهای رافضی رژیم سرا پا فساد ولایت فقیه ایران است که با وجود صرف هنگفت آن همه سرمایه ی ملت در جهت ترویج عقاید خرافی خود، حاصلی جز خیبت و رسوایی نداشته و نخواهند داشت و بنا به فرموده ی قرآن:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا (103) الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا
(زیانکارترین مردم کسانیند که تلاش و تکاپویشان - به سبب تباهی عقیده - در زندگی دنیا هدر می رود و بیسود می شود و خود گمان می برند که به بهترین وجه کار نیک می کنند) سوره کهف آیه: 103- 104
گفتنی است: شیخ قزوینی طی یک نشست خصوصی و محرمانه در جمع روحانیون حوزه، موضوع سی نفر طلبه را بازگو کرده است که اظهاراتش عینا جهت اطلاع نقل می شود: "جناب آقای ربانی خراسانی که چهره ی آشناست برای همه ایشون حدود یکماه قبل آمده بود پیش ما "قم" مؤسسه،- حالا عزیزان، ان شاء الله همه منّا هستند انما المجالس بالأمانه هست اینها را ما معمولا جز جلسات خصوصی نقل نمی کنیم ولی دیگه ان شاء الله چون همه اهل علمند و بزرگوارند این قضایا خیلی زیاد بیرون منتشر نشه چون به صلاح ما نیست- ایشون صراحتا می فرمود: فلانی من امسال تابستان-1386- به عنوان روحانی کاروان روحانیون رفته بودم ( به عربستان سعودی)، دویست تا طلبه که برای عمره می رفتند طلبه های ممتاز حوزه علمیه قم (بودند)، گفت: اولین کاروان من بودم که با دویست تا طلبه رفتم، با اینکه اونجا من جلسات متعددی پاسخ به شبهات داشتم جلسات متعددی خطر وهابیت را به اینها گوشزد می کردم ولی حدود سی تا از این طلبه ها تو جلسات ما نمی آمدند می رفتند با این وهابی ها انس گرفته بودند در داخل اینها نون می خوردند، می گه خلاصه من دویست نفر بردم اونجا سی تا تلفات دادم سی تا طلبه با ذهن مشوش سی تا طلبه با عقاید متزلزل برگرداندم، ایشون می گفت: خدمت حضرت آیة الله مکارم رسیدم گفتم، خدمت آیة الله سبحانی رسیدم گفتم، می گفت: آقا این روبگید هر وقت هر کس بخواد من آمار دقیق میدم، من دویست تا طلبه بردم اونجا! نه دانشجو نه عوام، سی نفر متمایل به تفکر وهابی به ایران برگردوندم! پس باید گفت: انالله وانا الیه راجعون |
|
| |
| پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387 |
| برادری و وحدت با تبعیض و ستم قابل تحقق نیست |
برادری و وحدت با تبعیض و ستم قابل تحقق نیست
رژیم مکار و جنایت پیشه ی ولایت فقیه، همه ساله در ماه ربیع الاول( از 12 تا 17) هفته ی به اصطلاح وحدت برگزار می کند و در این هفته گوشه هایی از رقص و دست افشانی برخی از سنی نماها و شیعه ها را به نمایش می گذارد و سردمداران خودکامه ی رژیم از آن با آب و تاب به نام وحدت شیعه و سنی و انسجام اسلامی یاد می کنند؟! از بدو انقلاب تاکنون، ولایت سالاران عملا نشان داده اند که به هیچ عنوان قایل به حق و حقوق اهل سنت نبوده و بر همین اساس در پی وحدت شیعه و سنی هم نیستند، ناگفته پیداست که بین آنچه جریان دارد و عملا اهل سنت ایران شاهد آنند و آنچه از سوی حکومتگران بر زبان آورده می شود، اختلاف بسیار بزرگی هست، مسلما انسجام اسلامی و وحدت مستلزم وحدت خواهی، شرکت دادن همه ی اقشار ملت در ساختار قدرت، رعایت کردن حقوق شهروندی، احترام گذاشتن به یاران پیامبر و الگوهای دینی مسلمانان و پرهیز از جریحه دار ساختن احساسات دینی و مذهبی و..، است و حال آنکه در نظام ولایت فقیه عملا از آن خبری نیست و در مقابل، عکس العمل های خشن و توهین آمیز سردمداران رژیم در برابر خواسته های مشروع و بر حق اهل سنت و اهانت های بی وقفه به مقدسات مذهبی، بیانگر دلهای بیمار و حقد و کینه ی ولایت سالاران نسبت به سنی مذهبان است و این مطلب را می رساند که وحدت مورد نظر رژیم، وحدت زبانی و شعاری است همانگونه که منافقین ایمان زبانی و شعاری داشتند و آن را به زبان می آوردند زمامداران رژیم ولایت فقیه هم وحدت زبانی دارند و از هفته ی نام نهاد وحدت، هدفی جز فریب و نیرنگ و نابودی اهل سنت، ندارند و در پی آنند تا از گفتارها و انحناها و دولا دولا شدن ها و بله قربان گوئیهای برخی از روحانی نمایان سنی نما، به صورت ابزاری علیه جامعه و مذهب اهل سنت استفاده کنند.
هفته ی وحدت بیشتر در جهت تحمیق توده ها بوده و در واقع افراد بارز شرکت کننده در سمینار نمایشی وحدت آلت دست اطلاعات رژیم می باشند، کسانی که به نام سنی در این کنفرانسهای بی محتوا و ظاهری شرکت می کنند یقینا از اهل سنت نمایندگی نمی کنند بلکه این افراد برادر خوانده های رژیم ددمنش ولایت فقیه اند، اینان کسانی هستند که در مسیر قدرت طلبی ولایت سالاران قرار گرفته و بر علیه مظالم بی وقفه ی آنان سخنی بر زبان نمی آورند و بدون چون و چرا مظالم حکومتگران را توجیه می نمایند و این همان برادری مورد توقع رژیم است؛ برادری به معنای هر گونه ستم از یک طرف و دم بر نیاوردن از طرف دیگر! برادری و وحدت مورد دلخواه رژیم یعنی سنی زدایی و سنی ستیزی، قتل و کشتار مردم بی دفاع، صرف و خرج کردن بودجه و امکانات متنوع مملکت در کار تبلیغ تشیع صفوی و تحمیل زورآمیز و مزورانه ی این مذهب بر پیروان سنت، سوء استفاده از قدرت، مصادره ی بی جهت اموال سنی ها، بهانه گیری، تبعیض، توهین و هتک حرمت مقدسات مذهبی، به بازیچه گرفتن احساسات دینی اهل سنت، ستمگری، بی التزامی، نادیده گرفتن حقوق شهروندی، تزویر، فریب، دروغ و ریا، تمامیت خواهی و انحصار طلبی و به طور کلی ذوب شدن مذهب سنی در مذهب رافضی
گر مساوات همین است که ما می بینیم نکند فرق به انسان چه وجودش چه عدم
همه ی تلاش سردمداران نظام بر آن است تا توسط عناصر مزدور خویش مشروعیت دینی رژیم و خیرخواهی و وحدت خواهی دروغین حکومتگران سراپا فتنه جوی و مفسد و بی دیانت را از طریق سمینارها و منابر به عامه ی مردم به خصوص جهان اسلام القا نمایند هر چند " که به تلبیس وحیل دیو مسلمان نشود" اما برادر خوانده های رژیم در جلسات برنامه ریزی شده از سوی اطلاعات اشتراک می ورزند تا به جنایات عمال رژیم نسبت به مردم به ویژه اهل سنت، مشروعیت بخشند و به سردمداران جنایتکار نظام سراپا جور و فساد ولایت فقیه چهره ی مقدس و دینی بخشند و بر سلطه ولی خودکامه فقیه مهر تأیید زنند و دیو صفتهای کج دارمنش را مسلمان ناب معرفی نمایند.
این جای شرمندگی و سرافکندگی برای رژیم ولایت فقیه است که اهل سنت ایران از داشتن مسجدی در تهران محروم اند و اجازه ی ساخت مسجدی برای اقامه ی نمازهای پنجگانه و نماز جمعه را ندارند که ناگزیر برای اقامه ی نمازجمعه به سفارت پاکستان مراجعه می کنند و در آنجا نماز می خوانند؟! با این وصف، زمامداران نظام با چه رویی دم از وحدت و برادری و برابری می زنند و باد به غبغب می اندازند و مرکز فساد و فتنه و استبداد را ام القرای جهان اسلام معرفی می کنند؟! تنها یک جواب دارد و آن اینکه نظام مستبد ولایت فقیه اصولا آزادی بیان و عقیده را به رسمیت نمی شناسد و قانون اساسی حقوق شهروندی اهل سنت را در نظر نگرفته است و سردمداران این نظام خودکامه عملا نشان داده اند که برای هیچکس جز خودیها و آن هم وابسته های عملی به خانواده ی شوم ولایت مطلقه ی فقیه، ارزشی و حق و حقوقی قایل نیستند و سایر مردم به خصوص اهل سنت همانند محجورین و اشخاص تحت قیمومت از همه چیز محرومند و تنها در چارچوب تعیین شده حق تنفس دارند و در غیر آن به جرم تفرقه افکنی ! مجازات می شوند. این روند زورگویی عمال رژیم در طول دوران انقلاب خونبار ادامه داشته و تا این نظام باقی است ادامه خواهد یافت و هر گونه سخن از تساوی حقوق و آزادی بیان و عقیده، بیهوده و بی معناست و رسیدن به حقوق، سرابی بیش نیست. |
|
| |
| شنبه 3 فروردین ماه سال 1387 |
| هیجدهمین و نوزدهمین نشانه بزرگ ظهور مهدی |
|
هیجدهمین ونوزدهمین نشانه بزرگ ظهور مهدی :
صیحه ی جبرئیل و قتل نفس زکیه در کعبه
یکی از این نشانه ها مربوط به صیحه ی جبرئیل است که در نیمه ماه رمضان در همان سالی اتفاق می افتد که امام مهدی ظهور می کند و نشانه دیگر مربوط به قتل نفس زکیه در کعبه است که نام وی "محمد" و از اولاد امام حسن است و یک سال قبل از ظهور قتل وی رخ می دهد .
گفتنی است که این دو نشانه از آخرین نشانه های قبل از ظهور است.
از محمد بن مسلم روایت است که گفته است: ندا کننده ای از آسمان به نام قائم - حضرت مهدی - ندا می دهد و همه ی آنانی که در میان مشرق و مغرب قرار دارند - یعنی همه ی موجودات عالم - این ندا را می شنوند و از این بانگ، هر خوابیده ای بلند می شود و هر ایستاده ای می نشیند و هر نشسته ای به پا می خیزد و این بانگ، بانگ جبرئیل امین است.
و در روایتی آمده است: جبرئیل فریاد می زند که حق با آل محمد علیه السلام است و این صیحه در نیمه ی ماه رمضان اتفاق می افتد و در روایتی دیگر آمده است : شیطان از این خبر عظیم که در همه جا پخش گردیده دچار شکست و سرگشتگی می شود و حیران می ماند که در برابر آن چه عکس العملی انجام دهد بنابراین در روی زمین به ندای مخالف ندای جبرئیل اقدام می کند تا مردم را دچار شک و آشفتگی سازد - و به آنان القا نماید- به اینکه حق با نصارا است و این صیحه در همان سالی اتفاق می افتد که امام مهدی در آن ظهور می کند.
و از جمله نشانه هایی که روایات به آن اشاره دارد قتل نفس زکیه است و آن اینکه مهدی ظهور نمی کند تا آنگاه که نفس زکیه در کعبه به قتل رسد، نام نفس زکیه محمد است و او سید حسنی و از نسل امام حسن است و از ظاهر روایات اینطور فهمیده می شود که قتل وی یک سال قبل از ظهور رخ می دهد یا در همان سالی که مهدی ظهور می کند او به قتل می رسد.
این دو نشانه از آخرین نشانه های قبل از ظهور است و هر گاه نفس زکیه کشته شود کسانی که در آسمان و زمین هستند بر قاتلین او خشم می گیرند.
---------------------------------------------------
لازم به یاد آوری است : برخی از این روایات از قبیل روایت " مناد من السماء" در کتب اهل سنت آمده است ولی رافضی های ولایت سالار آنها را قیچی کرده و بر امام زمان ساخته و پرداخته ی ولایتی ها و حجتی های رافضی، منطبق ساخته اند و به خاطر فریب و سرکیسه کردن مردم و موجه نشان دادن و تداوم بخشیدن به حکومت جابرانه ی خود، توده های عوام را سرگرم خرافه ها ساخته و آنان را در چاه جمکران به انتظار نشانده اند.
در روایت اهل سنت آمده است: " ینادی مناد من السماء ایها الناس! ان الله قد قطع عنکم الجبارین و المنافقین و اشیاعهم و ولاکم خیر امة محمد صلی الله علیه وسلم فالحقوه بمکة فانه المهدی و اسمه احمد بن عبدالله و فی روایة: انه المهدی و اسمه محمد بن عبدالله" - ندا کننده ای از آسمان ندا می دهد: ای مردم! خداوند شما را از دست ستمگران و منافقان و پیروان آنان رهانیده و نجات داده و بهترین فرد امت محمد را سرپرست و امیر شما مقرر داشته است پس به مکه بروید و به او به پیوندید، او مهدی است و نامش " احمد بن عبدالله" است و در روایتی دیگر آمده است : او مهدی است و نامش "محمد بن عبدالله" است -. 1
بنابراین روایت و سایر روایاتی که درباره ی حضرت مهدی ، اهل سنت به آن استناد می کنند، نام "مهدی" مورد نظر اهل سنت، محمد یا احمد و نام پدرش عبدالله است و او به دنیا خواهد آمد، بر خلاف شیعه که می گویند: مهدی پسر حضرت حسن عسکری است و هم اکنون زنده است.
--------------------------------------------------
1-الاشاعة لاشراط الساعة ص 198و ص 209 تألیف: سید محمد بن رسول البرزنجی.
آثار القیامة ص 366 تألیف: نواب صدیق حسن خان. به نقل از:
" اسلام میں امام مهدی کا تصور" ص96. تألیف: حافظ محمد ظفر اقبال
|
|