حزب الفرقان اهل سنت ایران

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387
جواب ما:

یکی از خوانندگان بنام zahir mohammadi با آدرس ایمیل: mht.1370@yahoo.com انتقاد نامه ای نوشته و برای ما ارسال کرده اند و با درج تمام نوشته های ایشان در پایان جواب آن را به نام جواب ما درج نموده ایم به امید پیروزی اهل حق بر اهل باطل.

سلام.

من یک جوان شیعه مذهب هستم و مطالب شما را بر روی این سایت مطالعه کردم

چند انتقاد به شما دارم که اگر اهل منطق و تفکر و به دنبال حقیقت باشید و بدون تعصب به آنها توجه کنید آن وقت است که اگر جوابی بدهید مورد قبول بنده خواهد بود

1) شما شیعه را رافضی و عقیده آنان را متصل به یهود می کنید در حالی که وهابیت را شخصی به نام مستر همفر انگلیسی بر روی کار آورد (همانطور که در خاطراتش ذکر شده) و نسبت به این مطلب حرفی نمی زنید

--------------------------------------------------------------------------

2) برخی از مطالب خود را از یکی از بزرگترین علمایتان ابن تیمیه نقل می کنید در حالی که در موارد زیر خود علمای اهل سنت، ابن تیمیه را رد کرده اند:

«خیر الحجة فى الرد على بن تیمیه فى العقاید» تألیف: احمد بن حسین بن جبریل شهاب الدین شافعى.

«الدرة المضیئة فى الرد على ابن تیمیه» تألیف: محمد بن على شافعى دمشقى کمال الدین معروف به ابن زملکانى.

«دفع شبه من شبّه و تمرّد» از: تقى الدین ابو بکر حصنى دمشقى متوفاى 829 هـ.ق). این کتاب از مکتبه الازهریه للتراث به صورت افست چاپ شده است، 127 صفحه وزیرى و در سال 1418 با تحقیقات و فهارس به نام «دفع الشبه عن الرسول (ص) و الرساله» در 256 صفحه چاپ شده است.

«الرد على ابن تیمیه»  تألیف: عیسى بن مسعود منکاتى.

«الرد على ابن تیمیه فى الاعتقادات» تألیف: محمد حمید الدین حنفى دمشقى فرغانى.

«رد على الشیخ ابن تیمیه» تألیف: شیخ نجم الدین بن ابى الدر البغدادى.

«رساله فى الرد على ابن تیمیه فى التجسیم و الاستواء و الجهة» تألیف: شیخ شهاب الدین احمد بن یحیى کلابى حلبى، متوفاى733، معاصر ابن تیمیه.

«رساله فى الرد على ابن تیمیه فى مسألة حوادث لا اوّل لها»  تألیف: شیخ بهاءالدین عبدالوهاب بن عبد الرحمن اخمینى شافعى معروف به مصرى متوفاى 763. این کتاب با تحقیقات و شرح عبارات. سعید عبد الطیف از عمان اردن دار السراج در سال 1419ه، 1998م چاپ شده است.

«رساله فى مسئله الزیارة فى الرد بن تیمیه» تألیف: محمد بن على مازنى.

«سیف الصقیل» فى رد ابن تیمیه و ابن قیم. مؤلف: نفى الدین السبکى. این کتاب هم در مصر چاپ شده است.

«شرح کلمات الصوفیه أو الردّ على ابن تیمیه» مؤلف و جامع: محمود محمود الغراب. این کتاب از مطبع زید بن ثابت مشتمل بر 462 صفحه چاپ شده است و موضوع آن رد گفته هاى ابن تیمه درباره ابن عربى و صوفیه از کلمات ابن عربى (560 638ه.ق) رد شده است.

«فتاوى الحدیثیه» تألیف: احمد شهاب الدین بن حجر هیثمى مکى متوفاى 974،. به صورت افست از استانبول چاپ شده است. (تاریخ 1414ه، 1994م). در رد این کتاب ابن آلوسى نعمان بن محمود آلوسى بغدادى (1317،1252هـ ) کتابى به نام «جلاء العنین فى محاکمه الاحمدین» نوشته است.

«المقالات السنیّة فى کشف ضلالات ابن تیمیه» تألیف: شیخ عبد الله بن محمد بن یوسف هروى معروف به حبشى مفتى هرو متوفاى  1328). مفتى هرر که از یکى از مناطق صومال افریقه است این کتاب را در چهارده مقالات تحریر کرد و هر مقاله انحرافات ابن تیمه را نشان داد. این کتاب از دار المشاریع بیروت چهارمین بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

«نجم المهتدین برجم المعتدین» فى رد ابن تیمیه مؤلف: فخر ابن معلم قرشى.

--------------------------------------------------------------------------

3) شما که اینقدر با جرأت مطالب خود را بر روی سایت قرار می دهید لطف کنید و یک قسمت نظرات هم برای آن قرار دهید

--------------------------------------------------------------------------

4) هر چه سریعتر به این انتقادات بنده جواب بدهید و الا عدم جواب شما آغاز افشا گری من بر ضد اهل سنت خواهد بود؛ زیرا من یکی از طلاب حوزه علمیه قم هستم و به تمام شبهات اهل سنت و جوابیه آنها تسلط دارم و اگر نتوانید به این انتقادات مبتدی من جواب بدهید در تمامی سایت ها شما را رسوا خواهم کرد و مطالب بیان شده شما را نقل و ردیه محکمی بر آن می نویسم.

به امید هدایت شما

جواب ما:

والسلام علی من اتبع الهدی

در مورد انتقاد توأم با تهدید شما اگر تأخیری در جواب آن شده، کوتاهی کردن و یا تردید در پاسخ آن نبوده بلکه به عللی این انتقاد، دیر بدست ما رسیده و ما در تاریخ:22/4/1387  از آن با خبر شدیم  به هر حال توجه شما را به نکات زیر جلب می کنیم: همانطور که خود شما هم در جریان هستید ( اگر مبحث روافض را مطالعه کرده باشید )، بحث ما در مورد اعتقادات، جنایات و... ، روافض است و نه در مورد وهابیت و دفاع و یا تردید نظریات محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه.

ثانیا : فکر می کنیم همنشینی با خود خواهان ولایت سالار که خود را قیم ملت می پندارند شما را دچار غرور و تب علم زدگی و پیش داوریهای عجولانه نموده است، به هر صورت جهت اطلاع شما یاد آور می شویم: اهل سنت و جماعت در مسایل فقهی از یکی از مذاهب چهارگانه ی حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی پیروی می کنند و برخی هم سلفی یا به عبارتی دیگر غیرمقلد هستند و اساسا مذهب پنجمی به نام وهابیت وجود ندارد و محمد بن عبدالوهاب و همچنین علامه ابن تیمیه حنبلی مذهب بوده اند، پس اینکه مستر همفر انگلیسی مذهب وهابیت را بر سر کار آورده ، اساسی ندارد و دسیسه ی دسیسه بازان است چون مذهبی به نام وهابیت وجود خارجی ندارد بلکه این بر چسب استعمارگران ستم پیشه است که در صحنه های درگیری ( هرنوع درگیری که باشد ) برای کوبیدن و بدنام کردن مخالفین،   به عنوان یک حربه ی عوام فریبانه و جهت تحمیق توده ها از آن استفاده کرده و می کنند؛ از ترکهای عثمانی گرفته تا استعمار انگلیس در شبه قاره ی هند و در حال حاضر هم که خود شما از ما بهتر خبر دارید که رژیم ولایت فقیه از این بر چسب برای سرکوب حقگویان و حق خواهان اهل سنت استفاده می کند.

ثالثا: بنا به ادعای شما که اهل علمید یقینا اطلاع دارید که اختلاف نظریاتی میان علمای مذاهب و حتی علمای یک مذهب وجود دارد و این امر بر کسی پوشیده نیست، بنابراین، محض متهم کردن کسی، هیچ حقیقتی را ثابت نمی کند و از مقام شامخ علمی و یا قداست شخص متهم شده، کاسته نمی شود همانگونه که خوارج حضرت علی رضی الله عنه را متهم به کفر کردند و یا منافقین، ام المؤمنین عایشه صدیقه رضی الله عنها را متهم کردند و به ساحت مقدس ایشان افترا بستند ولی آن دو بزرگوار همچنان می درخشند و تا قیام قیامت بر تارک تاریخ خواهند درخشید، پس اگر کتابهایی بر ضد علامه ابن تیمیه از سوی برخی نوشته شده است علما و دانشمندانی هم به حمایت از نظریات وی برخاسته اند و از او تمجید به عمل آورده اند و مطالبی از او نقل کرده اند که ما جهت روشن شدن موضوع به چند نمونه اکتفا می کنیم : علامه محقق مولانا محمد شفیع در کتاب " مقام صحابه" مطالبی از ابن تیمیه نقل کرده است و در ضمن وی را ستوده است، عبدالله احمدیان در کتاب " سیر تحلیلی کلام اهل سنت" ابن تیمیه را از فرهیختگان و بزرگان علم دانسته است، حافظ ابوعبد الله محمد بن عثمان الذهبی یکی از علمای برجسته ی اهل سنت در کتاب " المنتقی" که منتخب و مختصری از کتاب " منهاج الاعتدال " ابن تیمیه است از وی تمجید به عمل آورده است و از همه مهمتر اینکه آیة الله العظمی برقعی ابن تیمیه را شیخ الاسلام و المسلمین و عالم مجاهد خوانده و همچنین در وصف او فرموده است :" او آیتی بوده از آیات الهی و صدها تالیفات مفیده دینی دارد و عمری بر علیه بی دینی و خرافات مبارزه کرده..." ( مقدمه رهنمود سنت دررد اهل بدعت ص: 5)

     رابعا : درمطالب مندرجه عموما سعی کرده ایم شیعیان علوی را ( البته با تعریف و شناخت خاصی که ما بنا به شهادت تاریخ، از شیعیان علوی داریم ) از رافضی های صفوی و سبائی منش، تفکیک کنیم چنانچه در پیشگفتار تحت عنوان " جنایات روافض در طول تاریخ" یاد آور شده ایم: " این دشمنان مکار...، نام شیعه را برخود گذاشته اند در حقیقت شیعه نیستند بلکه رافضی و سبائی اند.."، و اینکه گفته شده " اصل رفض از یهودیت است" و شیعیان روافض را به یهود متصل کرده است، اگر گلایه ای هم هست باید از نوبختی و امثال او گلایه کنید که گفته : " سبائیه به امامت علی قایل بودند.." و حتما مطلع هستید که نام رافضه را ما بر کسانی که به یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم توهین می کنند و خود را شیعه ی علی می نامند و مدعی محبت با اهل بیت هستند، نگذاشته ایم بلکه زید بن علی بن الحسین رضی الله عنهم و حضرت جعفر صادق، این نام را بر آنان ( کسانی که به صحابه به خصوص شیخین و به ام المؤمنین عایشه صدیقه توهین می کنند) گذاشته اند پس از ایشان باید گلایه کنید، نه از ما.

خامسا: در بحث شناخت روافض، رژیم ولایت فقیه، رافضی خوانده شده و زیر سؤال رفته است که حتما شما را هم گزیده است، اینکه این رژیم قالب شیعی رافضی به خود گرفته و نمادهای شیعی رافضی در آن واضح است از قبیل مراسم عمرکشان در کاشان و لعن و نفرین بر صحابه و توهین به الگوهای دینی اهل سنت در رسانه های گروهی رژیم، بر کسی از جمله امثال شما، پوشیده نیست بنابراین از نظر ما این رژیم، مروّج اسلام اهل بیت نیست و خواهان وحدت میان مسلمانان هم نیست بلکه رژیم شیعی رافضی است که سیاست رافضی گری را تعقیب و دنبال می کند و ادامه دهنده ی خط ومشی صفویه است و سردمداران آن، بویی از اخلاق و اسلام اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وسلم، نبرده اند و تنها با سلاح دین، دین و دینداران را می کوبند بنابراین، ما در بیان حقایق و بر ملا کردن چهره ی واقعی روافض به خصوص رژیم جور و فساد ولایت فقیه از هیچ نوع کوششی دریغ نکرده و نخواهیم کرد.

سادسا : شما یادآور شده اید که من چنین خواهم کرد و چنان!! جناب! از هیچ نوع کوششی دریغ نکنید، هر کاری که از دست شما بر می آید انجام دهید البته این را حلق آویز گوشتان کنید و به خاطر داشته باشید که از شما گردن کلفترها نیز همه ی تلاش خودشان را به کار برده اند ولی کاری از پیش نبرده اند و به اهداف شومشان دست نیافته اند جز اینکه رسوا شده اند و نتوانسته اند اهل سنت را از میان بردارند و یا به اعتقادات اهل سنت لطمه ای وارد کنند؛ چون اعتقادات ما ریشه در قرآن و سنت پیامبر اکرم و سیرت صحابه دارد و تا قرآن باقیست اهل سنت هم همچنان باقی خواهند ماند، علاوه از آن، ما دکاندار نیستیم و دکانی نداریم که از کم شدن مشتریان خود بترسیم و بیدی هم نیستیم که از هر بادی به لرزیم، ما چیزی برای مخفی کاری نداریم و یا از بر ملاشدن چیزی هراسی نداریم بلکه بنا به فرموده ی قرآن :

 (قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ)یوسف: 108

راه ما واضح و روشن است و اهل تقیه نیستیم که ظاهر ما چیزی و باطن ما چیزی دیگر باشد، بلکه با صراحت تمام اعتقادات خودمان را اعلام و از آن دفاع می کنیم و به رسوایی رسوا شدگان تاریخ ادامه می دهیم و ضمنا از اینکه از ما انتقادی شود از آن هراسی نداریم و آن را می پذیریم ( البته توهین را نمی پذیریم ) و در پی رفع شبهات بر می آئیم.

اما اگر کسی از ما توقع دارد که در برابر این همه توهین و نسبتهای ناروایی که به یاران پیامبر و امهات مؤمنین از سوی مغرضین و معاندین و سبائی منشان روافض صورت می گیرد، ما سکوت اختیار نمائیم و دم بر نیاوریم، توقع بی جایی است و هرگز سکوت نخواهیم کرد.

و آخرین سخن اینکه مسئول این همه تشتت و اختلاف و تنش ما نیستیم بلکه در حقیقت همان کسانی هستند که با روایات ساختگی و بافته شده به ائمه به الگوهای دینی و مقدسات مذهبی و عقیدتی اهل سنت توهین روا میدارند و با وجود آن با کمال بی شرمی دم از وحدت و انسجام اسلامی و  ملی می زنند!؟

در آخر بهتر که شما هم کتاب گفتگویی آرام بین دکتر محمد حسینی قزوینی شیعه اثنا عشری به قلم پرفسور احمد بن سعد حمدان الغامدی را مطالعه نمایید.

به امید هدایت شما  و " ان هدی الله هو الهدی


دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387
زنجیر بدستان گمنام!؟

زنجیر بدستان گمنام

نظام حاکم بر اقتصاد جامعه ی ایران نظام استثمار، تقلب، چپاول و تجاوز است  و انحصار طلبان در طول دوران انقلاب خونبار در مسیر عمل نشان داده اند که هدفی جز زر اندوزی و حفظ سلطه ی مطلق خود، ندارند و تابع هیچ قانون و معیاری نیستند و به هیچ اصلی از اصول اسلامی و اخلاقی که تحت لوای آن به نان و قدرت رسیده اند، پای بند نبوده و نیستند و به حقوق مستضعفان که سنگ آنان را به سینه می زنند و اقشار جامعه کوچکترین توجهی ندارند، در این نظام سرا پا فساد ولایت فقیه توزیع منافع و منابع اقتصادی بر اساس وابستگیهاست و به صورتی عادلانه توزیع نمی شود، بلکه هر کس به هر نسبت که با ولی خودکامه ی فقیه نزدیکتر باشد و ثناگوی استبداد و توجیه گر جنایات بی شمار ولایت سالاران به خصوص ولی بی باور فقیه، باشد بهره مندی او از منابع درآمد کشور بیشتر است و هر کس به هر نسبت که از حلقه تنگ ولایت فقیه دورتر باشد از شانس کمتری برای چاپیدن و ربودن سرمایه ها، برخوردار است، از این رو است که شیخهای بی دیانت رژیم که در فریب و ریا، ید طولایی دارند، با تناسب وابستگی و نزدیکی خود به خامنه ای، میلیاردها دلار سرمایه ملت را به جیب زده و در کشورهای مختلف جهان برای خود کاخهای فرعونی خریداری نموده اند تا در آنها به عیاشی بپردازند، در حالی که اکثریت مردم ایران از ابتدائی ترین و ساده ترین وسیله ی حیات محرومند و از گرانی و تورم روز افزون و مخارج روزمره ی زندگی رنج می برند، وابستگان به حلقه ی استبداد ولی معتاد به گل ناب کوکنار، بدون هیچگونه دغدغه ای، حریصانه سرمایه ی ملت را می بلعند و بر زراندوزی خود می افزایند.

ملت ایران به وضوح شاهد آنند که عده ای خودکامه و بی باور همه ی منابع و ثروت کشور را به خود اختصاص داده اند و عموم مردم را دچار انواع محرومیتها، درد و رنجها، فقر اقتصادی و و...، ساخته اند و با وجود آن، همین عده ی شکم پرست ستمگر دم از آزادی، عدالت اجتماعی و مساوات و برابری می زنند!؟

این سجاده بدستان ریاکار که مردم را از حقوق حقه ی آنان محروم ساخته و با مقدس مآبی و عوام فریبی و با دزدی و غارت، مرفه ترین زندگی را با مکیدن خون ملت برای خودشان فراهم کرده اند و در ناز و نعمت غوطه ور گردیده و در اسراف و تبذیر غرق شده اند، با کمال وقاحت و بی شرمی، دم از تقوی و پرهیزگاری و حکومت عدل الهی می زنند! و خودشان را خدمت گزار ملت قلمداد می کنند!؟

این همه ظلم و جنایت نسبت به اقشار ملت، مردم را به ستوه آورده و آنان را به خیابانها کشانده است، ناآرامیهای اخیر در شهرهای کشور به خصوص در تهران و مشهد علیه نابرابریها و مافیای اقتصادی که ناشی از خودکامگیها و بی عدالتیها و ظلم و اجحاف ولایت سالاران در طول دوران انقلاب است، در واقع همان فوران مشکلات حل نشده ی چندین ساله ی مردم و ابراز خشم و نفرت ستمدیده هایی است که نه تنها پاهای خروس بلکه خروسها و کارخانه ها در زیر عباهای شیخهای دغلباز عوام فریبی همچون امامی کاشانی، یزدی، مصباح یزدی، طبسی و در کل دزدیهای کلان  مجموعه ی نظام را با چشم سر می بینند اما هیچ چاره ای جز فریاد زدن ندارند.

این مردم به پا خاسته که خواهان کوتاه کردن دست جریانات مافیای اقتصادی از کشوراند به طور حتم می دانند که اساس این رژیم بر جنایت و دزدی استوار است و همه از یک قماشند پس به قول معروف:

 گر حکم شود که مست گیرند       در شهر هر آنچه هست گیرند

بنابراین، قیام مردم که در حقیقت جبهه گیری در برابر استبداد ولایت فقیه است، با جابجایی مهره ها و وعده و وعیدهای رفسنجانی که بعد از سپری شدن سه دهه، حالا به فکر آزادی و حقوق مردم افتاده است و با تهدید زنجیر بدستان بیگانه از مردم، فروکش نخواهد کرد و تا ویرانی کاخهای ستم پیشگان همچنان ادامه خواهد یافت.

 حکومتگران رژیم جنایتکار ولایت فقیه که در طول دوران ننگین خویش هرگز با مردم روراست نبوده اند و در حال حاضر نفس های آخر عمر نکبت بار خود را می کشند، اگر کوچه ها و خیابانهای همه ی شهرهای کشور را هم برای بقای خود مملو از زیجیر بدستان جیره خوار نمایند و آنان را به جان مردم بیندازند، باز هم نخواهند توانست از خشم کوبنده مردم رهایی یابند و به سلطه ی جابرانه ی خود ادامه دهند؛ زیرا دوران افول ولایت سالاران فرا رسیده و مردم برای بدست آوردن آزادی و نجات کشور از فساد و بی بند و باری چاره ای جز برچیدن بساط حکومت بیداد ولایت فقیه ندارند و یقینا در این قیام سرنوشت ساز پیروز خواهند شد.


سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387
ستمگرها گور خودشان را می کنند

ستمگرها گور خودشان را می کنند

شیوه ی حکومتهای جبار و ستمگر، در طول تاریخ: تمامیت خواهی و انحصار طلبی و جبر و ظلم و خفه کردن صدای هر مخالف و معترض و منتقدی در نطفه بوده و هست، آنان هر حرکت و سخنی را بر ضد خود پنداشته و با دستپاچگی و با قساوت تمام به قلع و قمع حق خواهان پرداخته اند، بنا به شهادت تاریخ، این نوع حکومتها سرانجام شومی داشته و دچار خشم و غضب الهی گردیده و یا با دستهای پر توان مردم به زباله دان تاریخ سپرده شده اند، رژیم  ولایت فقیه نیز دست کمی از حکومت فرعونیان و رژیم استالینی ندارد و سردمداران آن در طول دوران انقلاب خونبار، شلاق حقد و  کینه ی خود را بر پیکر مردم بی نوا و ستمدیده نواخته و با نهایت بی رحمی شیوه ی جبارانی همچون فرعون و استالین را دنبال کرده و می کنند، تنها فرق رژیم ولایت فقیه با حکومت فرعونیان و استالین و امثال آنان در تظاهر به اسلام است که این رژیم نام اسلام را وسیله ای برای سرکوب ملت قرار داده و با انواع مارکها و برچسبها مخالفین استبداد را سر به نیست و یا راهی سیاه چالها می نماید حکومتگران ستم پیشه ی رژیم جور و فساد ولایت فقیه هیچ گاه با ملت رو راست نبوده و به خواسته های مشروع و برحق مردم به ویژه اهل سنت کوچکترین توجهی نکرده و اقدام جدی به عمل نیاورده اند، به نام وحدت و مساوات و برابری اهل سنت را از ادنی ترین حقوقشان محروم ساخته و با وعده های تو خالی و دروغین مردم را فریب داده اند که نمونه ی بارز این همه دروغ و جفا و جور و اختناق، محاکمه ی غیر علنی و اعدام و دستگیری روحانیون و جوانان اهل سنت به جرم حقگویی و سنی بودن آنان است، حکومت مداخله گر و تنش آفرین و سرا پا عقده ای احمدی نژاد که چماقداران هر سه قوه ی آن از یک آبشخور آب می نوشند و اعتقادات منحصر به فرد خویش را دارند بیش از قبل اهل سنت را در تنگنا قرار داده و بر اختناق و اعدام ها و جور و فساد و تنش میان شیعه و سنی در داخل کشور و بر مداخلات بی وقفه ی خود در امور  کشورها به ویژه کشورهای اسلامی افزوده اند، این همه جنایت و فشار را بر مردم از آن جهت شکل می دهند تا به زعم واهی خود زمینه ی ظهور حضرت مهدی را فراهم سازند که بنا به اعتراف احمدی نژاد ساختن بمب اتم نیز در همین راستا صورت می گیرد!؟ واقعیت امر آن است که زمامداران رژیم ولایت فقیه که در رأس آن خامنه ای قرار دارد اسلام را  وسیله ای برای رسیدن به اهداف شوم خودشان قرار داده اند ولی در عمل از اسلام و احکام آن بیگانه اند و بویی از رأفت و عطوفت اسلامی نبرده اند و تنها با نام دین پایه های متزلزل حکومت جابرانه ی خود را مستحکم می نمایند و بر زر اندوزی خویش می افزایند و برای آنکه احساسات و عواطف توده ها را  بر انگیزند از مظلومیت مسلمانان تحت ستم سخن می رانند و حال آنکه خودشان از هر ظالمی ظالمتر و از هر خود خواهی خود خواه ترند،  استبداد و خود کا مگی و قلدری گروهک حاکمه و خشونت و بی اعتنایی به حقوق شهروندان و لجام گسیختگی عمال ددمنش رژیم به اوج خود رسیده است که نمونه ی ملموس و بارز آن، وحشیگری های عمال بی باور و جنایتکار رژیم نسبت به اقشار ملت به خصوص روحانیون و جوانان اهل سنت در چند روز اخیر است امروزه ماهیت حقیقی این رژیم خودکامه برای همگان  فاش  شده و کذب بودن اسلام  خواهی سردمداران  آن  بر ملا گردیده است، ماسکهای ریا و فریب  از چهره ی  کریه فاشیستهای  ولایت سالار برداشته شده  و دوران ستم ولایت فقیه به سر آمده و  شمارش معکوس شروع  شده است، بی دیانتهای ولایت سالار که هیچ  حق و حقوقی برای سایرین قایل نیستند باید بدانند که ستمگریها و  تباهیها در پیشگاه خدا بدون مجازات نمی ماند و هر ستمگر و منحرفی گور خود را با دستهای خویش می کند پس به طور حتم و  یقین، این بیداد گریها و بی عدالتیها  که  از سوی  ستمگران از  بدو  انقلاب تا به حال بر ملت به ویژه  اهل  سنت  اعمال  داشته شده  است،  بی  پاسخ  نخواهد  ماند.


   1      2      3      4      5      6      7    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 10000